عشق و حال
سلام جیگر مامان دیروز کلی عشق و حال کردی
اگه گفتی چرا ؟
چون دیروز سوین از تهران اومده بود با اینکه خیلی وقته ندیده بودیش ولی کاملا میشناختیش صبح عزیز بهم زنگ زد از پشت گوشی دیدم یه جوجو می گه من از تهران اومدم
هلیارو بیار ببینم ما هم زود شال و کلاه کردیم و رفتیم خونه عزیز ساینا و علیسان
هم اونجا بودن خلاصه سوین کلی بغلت کرد و کلی قوربون صدقت رفت



در بست در اختیار سه تا جوجو بودی 

یکی بهت شیر میداد
یکی رو پاهاش می خوابوندت

روی لحاف گذاشته بودنت لحاف و می کشیدن تو هم ذوق می کردی اونقدر باهاشون بازی کردی و خندیدی
که شب همچنان تو همون فاز بودی و برا خودت می خندیدی و جیغ می کشیدی به زور خوابوندمت
آخ که من فدای این سه تا جیگر بشم 
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


عشق و حال
