شیرین بالام
سلام شهد عسلم اول از همه می خوام اینو بدونی که شیرین بالام تو تمام هستی من هستی و دلیل نفس کشیدنم ، درسته گاهی مامان خوبی نبودم سرت داد کشیدم و غر زدم ولی همه اون غر زدنها از روی محبت بود و علاقه ، چون سلامتی و خوب رشد کردن تو برام مهم بوده و هست اینارو می گم تا مقدمه ای باشه برا اینکه بدونی اگه از شنبه قراره بری مهد از روی خودخواهی من نیست از روی بی توجهی من به تو نیست، قراره بری مهد چون من مجبورم، قراره بری مهد چون من باید برم سرکار ، قراره بری مهد چون دوست ندارم آدمای دور و برم اذیت بشن ، قراره بری مهد چون آدم با آدم فرق داره و قراره بری مهد چون نی نی با نی نی فرق داره قراره بری مهد چون .................. بزرگ که بشی این روزای سخت اصلا یادت نمی مونه ممکنه مریض بشی هر دوتامون اذیت بشیم ولی خوب همیشه حکمتی تو کارای خداست که امیدوارم خدای مهربون بهترینهارو برات در نظر گرفته باشه
آرزویم این است
آرزويم اين است ؛ نتراود اشك در چشم تو هرگز ؛
مگر از شوق زياد
نرود لبخند از عمق نگاهت هرگز ؛
وبه اندازه ي هر روز تو عاشق باشي
عاشق آنكه تو را مي خواهد . . .
و به لبخند تو از خويش رها مي گردد
و تو را دوست بدارد به همان اندازه ؛
كه دلت مي خواهد
دو روز تمام مهدها رو گشتم اکثرا" بچه های زیر یکسال و نگه نمی داشتن و اونایی هم که بچه های شیر خوارو نگه می داشتن چندان مناسب نبودن تازه تا می رفتم توی مهد بند دلم پاره می شد که من چطور می تونم پاره تنمو اینجا ول کنم برم من چطور می تونم نی نی 11 ماهه مو دست یه غریبه بسپارم با دیدن نی نی های دیگه دلم می گرفت و از خودم متنفر می شدم آخه تو خیلی کوچولو هستی تو خیلی ضعیف هستی و مهد رفتن تو خیلی خیلی زوده اگه یه کم بزرگتر بودی می تونستی حرف بزنی راه بری از خودت دفاع کنی موردی نبود چون من مخالف مهد رفتن بچه ها نیستم ولی خوب حالا وقت مهد رفتن تو نبود کلی به این و اون هم سفارش کردم تا یه خانوم مورد اعتماد پیدا کنن بیاد تو خونه تو رو نگه داره ولی فعلا خبری نشده برا همین تصمیم گرفتم بیارمت مهد پایین اداره جایی که یه زمونی خودم اونجارو قبول نداشتم درسته مهد مناسبی نیست ولی خوبیش اینه که جلو چشمامی و زود زود می تونم بهت سربزنم تازه یه مربی مخصوص برات پیدا کردم که فقط تورو نگه داره تو یه اتاق جدا امیدوارم که ماها رو ببخشی کوچولوی بهشتی من



شیرین بالام
