21 ماهه شدی نقل و نباتم و دختر عمه دار
هلیا خانوم یه هفته ای میشه که پستونک و گذاشته کنار زیاد بهونه نگرفت یکی دو روز اول یکم شبا ممه ممه می کرد ولی الان دیگه کلا" یادش رفته از 13 آبان هم شروع کردیم به مسواک زدن فعلا همکاری میکنه و خوشحال میشه وقتی می گم هلیا بریم مسواک بزنیم

تازه گیا به همه چی گیر میده و میگه چیه
اگه خدای نکرده یه دفعه افتاد دستش یا سرش به یه جایی خورد سریع می گه اوخ بعدشم دوتا آک آک پشت سر هم میگه
تا خانوم خانوما سوار تاب میشه منم باید بخونم تاب تاب تاب بازی خدا هلیا رو نندازی اگه هم خواستی بندازی بغل مامان بندازی بعدش میگه عزیز منم میگم بغل عزیز بندازی دوباره میگه بابا باز باید من بگم بغل بابا بندازی و هی این پروسه ادامه داره تا از تاب بازی خسته بشه تازه با خودش کلی مهمون هم داره هرچی عروسک اطرافمون باشه باید بگیره بغلش
عروسکاشو(نی نی) به زور می خوابونه میندازه رو پاهاش و می گه نی نی لالا لالا بعد تغییر مکان میده دوباره لالا لالا یه دقیقه نشده باز بساط شو جمع می کنه میره یه جای دیگه
از بیرون که میایم به خونه جلوی در زود خم میشه و کفشاشو در میاره اون موقع است که من میخوام خام خام قورتش بدم
عادت کرده هر لباسی که ببینه و احساس کنه کثیفه می گه اَاَ و میبره میندازه جلوی حموم
تا دستاش کثیف میشه دستاشو می گیره بالا و میگه اَاَو سریع باید شسته بشه
گلوله عشق و محبت وخود شیرینه دخمل طلای من همچین خودشو تو دل همه جا کرده که نگو تو اداره که اکثر همکارا عاشقشن تا یکی از همکارای آقارو می بینه میگه عمو و گاهی دستارو میبره بالا و میپره بغل طرف یا اگه پایین پله ها باشیم یکی از عمو ها رو ببینه دستشو میگره طرفش و میگه عمو دست دست یعنی دستمو بگیر و من و تا بالای پله ها هوپ بالا کن عاشق یکی از عمو های مسن اداره است که تو واحد بهداشت محیط کار میکنه تا از مهد میایم بالا مستقیم میره اتاق اونا و میگه عمو گا گا اونم دو تا گردو بهش میده به همه اتاقای اداره حتما یه سر میزنه و اونقدر تو اداره می چرخه که من کلافه میشم خلاصه عسل شده اونم چه عسلی خالص خالص
هلیا خانوم تو اتاق بهداشت محیط منتظره براش گاگا بدن

از همون 13 آبان هم النگوی عسلم گم شد خیلی ناراحت شدم اصلا نمی دونم چی شد آب شد رفت زیر زمین
یه چند کلمه ترکی هم یاد گرفته
میگه مامان آب ایش / بعنی مامان آب می خورم
مامان باخ /یعنی مامان نگاه کن
هلیا اوت /یعنی هلیا میشینه
هلیا خانومی ۲۰ آبان تو حیاط اداره یکی از همکارا ازش عکس گرفته

۲۱ آبان تو مهد داره به نی نی لا لا میده و می گه لا لا کینه


هلیا خانوم عاشق کیف و هرچی که از دستش آویزون بشه هست


۱۶ آبان هم دختر عمه هلیا خانومی به دنیا اومد اینم عکسش کپی باباشه



21 ماهه شدی نقل و نباتم و دختر عمه دار
